235_  

درخواست حذف این مطلب
وقتی وسط قاه قاه خنده هایم،یاد کار و مشکل حل و انجام نشده ای میوفتم احساس میکنم همان لحظه از عرش سقوط کرده ام به فرش و با کله خورده ام زمین...مثل همین لحظه...باید بالا بیاورم!تاکی کلمه ها بار سنگین ناله نوشت هایم را بر دوش بکشد؟گندش در آمده...باید بجای همه واژه هایی که میخواهند آه شوند و بعد ناله و بعدش یک حس بغض بر انگیز، بروم یک گوشه ای...وقتی از خودم بدم آمدم عوق بزنم!وقتی این حس لعنتی نتوانستن مثل حس مردن به جانم افتاد،عوق بزنم!وقتی !!! ی را نمیش

ادامه مطلب