ثبت نام عتبات - روز مرخصی- شیر مادر  

درخواست حذف این مطلب
حرف اول- !!! شب تلفنی با یکی از نمایندگی های ثبت نام عتبات عالیات تماس گرفتم و اطلاعات لازم را گرفتم. همون جا تلفنی برای 17 آذر رزرو !!! . قرار شد فرداش مراجعه کنم و فیشها را ببرم بانک. چهارشنبه مرخصی گرفته بودم.  بنابراین اول رفتم یکی از شعب بانک خودمون و ضمن چاق سلامتی با همکاران، چند میلیون تومن پول نقد برداشت !!! و رفتم دفتر نمایندگی و فیشهای بانکی را گرفتم. یکم هم دو به شک شدم که همون روز ثبت نام کنم یا بذارم بعد از اربعین . گفتم لابد قیمت کاروان ا

ادامه مطلب  

فقط کمکم کن  

درخواست حذف این مطلب
خانمم یه رفتار بسیار با عظمتی از یه خانم دیده بود... متحیر شده بود میگفت چطور میتونه این کار رو انجام بده!!!! خیلی سخته!!! گفتم: تو میتونی جای اون باشی؟... گفت : نه... حتی یه لحظه... گفتم: به نظرت روز قیامت اون جایگاه رفیع تری داره یا ماها که نمی تونیم عظمت اون رو داشته باشیم؟ گفت: معلومه که اون خانم مقرب تر هست... گفتم: اون خانم بالاتره یا !!! ؟ گفت: !!! ... گفتم: شخصی در یه زمانی کمکی به !!! کرده بود... بعد سالها که !!! به قدرت رسیده بود اومد پیش !!! و گفت : باید برای

ادامه مطلب  

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!  

درخواست حذف این مطلب
شب قبل استرس فردا رو داشتم…. آیا داداشم و خواهرم می تونند بیایند یا نه…. من حتما بایستی با مامان و بابا می رفتم چون آ !!! ین سفر مجری من تلقی می شد… دلم خیلی می خواست مادربزرگم هم همراه ما باشه ولی انگار برنامه ریزی شده بود چه !!! ی و چجوری بیاد… داشتم فکر می !!! نکنه آقای شه توی جاده اذیت بشوند و نتونند بیایید و در همین حال قرار شد با پسر های خانم شریفی با هم بیایند تا قم…. بماند که ی !!! ری اتفاق در دقایق پایانی رفتن ما به قم افتاد و مادربزرگ هم هسفر

ادامه مطلب  

سکوت  

درخواست حذف این مطلب
من هم مثله اکثر مردم  با چنتا از دوستای قدیمی که قبلا هم محله ایی بودیم و هنوز هم پدر و مادرامون تو همون محله ی قدیمی زندگی میکنن با هم یه گروه تلگرام داریم.ما بیشتر از بیست ساله که با هم دوستیم ,خوبی ها و بدی هایی بینمون بوده و روزگار تلخ و شیرین زیاد  داشتیم .الان هر !!! ی یه طرفی مشغوله,یکی !!! شده ,یکی دفتر بیمه داره ,یکی راننده کامیونه ,یکی تریا داره و خلاصه چرخ زندکی هر !!! یه جوری میچرخه . . .جدیدا این اقایون یک روز در هفته میرن است !!! ,من دوهف

ادامه مطلب  

غلط انداز  

درخواست حذف این مطلب
سرعت رشد ریش و سیبیل من خیلی بالاست  !  ,راستش من دوم راهنمایی که بودم مجبور شدم برای اولین بار صورتم رو  با تیغ shave کنم! چون صورتم پر مو شده بود . . !الان بچه دوم راهنمایی رو تو خیابون ببینی فکر میکنی میره مهد کودک !ولی  سال ۷۲  که من در کلاس دوم راهنمایی خدا بیامورز تحصیل می !!! و تشریف داشتم,ردیف ا !!! کلاس یه سری بودن زن وبچه هم  داشتن !زنگ تفریح یه سر میرفتن خونه ببینن خانمشون واسه ظهر چی میخواد . . . ! تلفن که نبود . . .القصه , صورت من پر م

ادامه مطلب  

فقط کمکم کن  

درخواست حذف این مطلب
خانمم یه رفتار بسیار با عظمتی از یه خانم دیده بود... متحیر شده بود میگفت چطور میتونه این کار رو انجام بده!!!! خیلی سخته!!! گفتم: تو میتونی جای اون باشی؟... گفت : نه... حتی یه لحظه... گفتم: به نظرت روز قیامت اون جایگاه رفیع تری داره یا ماها که نمی تونیم عظمت اون رو داشته باشیم؟ گفت: معلومه که اون خانم مقرب تر هست... گفتم: اون خانم بالاتره یا !!! ؟ گفت: !!! ... گفتم: شخصی در یه زمانی کمکی به !!! کرده بود... بعد سالها که !!! به قدرت رسیده بود اومد پیش !!! و گفت : باید برای

ادامه مطلب  

میخوام از خانمای متاهل بپرسم رفتار خانمم عادیه ؟  

درخواست حذف این مطلب
سلام لطفا خانمای متاهل جواب بدن . سوالم اینه شما از همسرتون چی میخواهید ؟ من تو خونه کمک میکنم ظرف میشورم جارو برقی میکشم، تو نظافت بچه کمک میکنم ولی خانمم بازم ازم ناراضیه میگه تو ظالمی تو خودخواهی . از سر کار ساعت 3 میام سفره رو میندازم جمع میکنم ظرفارو میشورم ( البته نه همیشه ولی تا جای ممکن کمک میکنم ) ولی بازم غر میزنه میگه وظیفه من نیست خانه داری و بچه داری !!! منم میدونم ولی خوب من بیرون کار میکنم وسایل امرار معاش و لباس و تفریحشونم کاملا ب

ادامه مطلب  

بهترین قرص ضد اشتها لاغری  

درخواست حذف این مطلب
لاغری شکم، با کمک ... اوز! – جدیدترین اخبار ایران و جهان ممتاز نیوز  در ادامه مطلب، سؤالات و پاسخ‌هایی را خواهید دید کە توسط ... مهمت اوز طراحی شده است  09392739862  09392739862  09392739862  09392739862  09392739862  ممتاز نیوز منتشر گردیده است معمولاً ... انی کە از این قرص های لاغری استفاده می  09392739862  09392739862  09392739862  رژیم غذایی ... آز لاغری با رژیم لاغری آز (oz)  رژیم غذایی "لاغری" ... آز dr 09392739862 oz دوستان عزیز اگر شما به دنبال یک برنامه  093927

ادامه مطلب  

بهترین ضد اشتها دنیا  

درخواست حذف این مطلب
لاغری شکم، با کمک ... اوز! – جدیدترین اخبار ایران و جهان ممتاز نیوز  در ادامه مطلب، سؤالات و پاسخ‌هایی را خواهید دید کە توسط ... مهمت اوز طراحی شده است  09392739862  09392739862  09392739862  09392739862  09392739862  ممتاز نیوز منتشر گردیده است معمولاً ... انی کە از این قرص های لاغری استفاده می  09392739862  09392739862  09392739862  رژیم غذایی ... آز لاغری با رژیم لاغری آز (oz)  رژیم غذایی "لاغری" ... آز dr 09392739862 oz دوستان عزیز اگر شما به دنبال یک برنامه  093927

ادامه مطلب  

دوست دارم فرار کنم از این آ ... هفته مسقره  

درخواست حذف این مطلب
هیچ اتفاق جدیدی نیوفتاده جز مسقره بازیسنگ یه خواهر و برادر داره . خواهرش ی ... ال از من کوچیکتر و مجرده و برادرش 4 سال از من کوچیکتر و 3 سال پیش ازدواج کرده. خب من 7 ساله(9 مرداد میشه 7 سال) عروس این خانواده ام . با اینکه باهاشون یکجا زند ... میکنم (در یک آپارتمان هستیم هم ... ) اما تا نگن خونشون نمیرم . البته هرزگاهی به همراه سنگ میرم سر میزنم . پشت سر هیچ کدوم از اقوام صحبت نمیکنم در یک کلام سرم تو زند ... خودمه . اما جدیدا به اندازه جملات بزرگان ازم سخن جمع

ادامه مطلب  

اربعین عشق 3  

درخواست حذف این مطلب
اربعین عشق (3)چشامو مالیدم و به مسافرا نگاه ... ،  همه بیخیال بودن...! یواش به فرزاد گفتم: چی شده؟-هیچی! ماشین پنچر شد!-پنچر! اینهمه صدای شلیک گلوله!؟-خواب دیدی خیر باشه! لاستیک ماشین ترکید، صدای تیکه های لاستیک رو فکر کردی رگبار گلوله بوده...خب خدارو شکر که فقط یه پنچری ساده بود... بر خلاف تصورمون، حدود ساعت سه بعد از ظهر به کوفه رسیدیم. البته توی راه برای ... و نهار در یکی از موکب های بیشماری که برای خدمت به زوار در کنار جاده ب ... ا شده بود توقف کرد

ادامه مطلب  

چطور اولین جشن تولد متاهلی خانمم رو براش ماندگار کنم ؟  

درخواست حذف این مطلب
سلام دوستان من پسری هستم ۲۸‌ ساله و حدود ۸ ماهی میشه با دختر خانمی عقد کردیم، دوران عقد خوبی داشتیم تا حالا ... اما سوالم؛ چند روزه دیگه تولد خانو ... و چون این اولین سال با هم بودنمونه میخواستم کمکم کنین که واسه تولدش چیکار کنم و چه ایده هایی به ذهنتون میرسه ؟ ضمنا تقدیر خداوند اینه که ما ان شاالله روز تولد خانمم مشهد باشیم و یه چند روزی اونجا میمونیم! لطفا کمک کنید که چجوری میتونم غافل ... رش کنم، اونم تو هتل ... خانما لطفا ب ... ن چطوری میشه غافل ...

ادامه مطلب  

مروری بر نظرات جالب ثبت شده در وبلاگ  

درخواست حذف این مطلب
در این پست مروری کوتاه بر نظرات جالبی که طی یک سال اخیر در این وبلاگ به ثبت رسیده می کنیم.... این مرور می تواند برای خوانندگان وبلاگ بسیار راهگشا باشد.   پنجشنبه ۱۷ تیر۱۳۹۵ ساعت: 0:23   توسط:شهلا سلام. منم ... شدم. پوست روی ... م رو برداشتن. قبلا ... نمی شدم. بعداز ... به راحتی و به فاصله کم ... میشم. توصیه می کنم به خانمهای که مشکل ... شدن دارن ... بشن. ... ۳۰ مهر۱۳۹۵ ساعت: 15:36   توسط:شیده سلام. من یک ماه ... شدم. قبلا خیلی دیر ... میشدم. الان تند و سریع و با لذت خیلی بیش

ادامه مطلب  

خاطرات (از نظر خودم) جالب (۱۶۹)  

درخواست حذف این مطلب
سلام ۱. داشتم برای مرده نسخه مینوشتم، پسرش که همراهش بود گفت: «اگه برای بابام آمپول بنویسی میزنمت»!۲. مرده با کمردرد اومده بود، همراهش گفت: «این قند داره، اگه کمرشو ماساژ بدم طوری نیست؟»!۳. ساعت سه و نیم صبح مریض اومد، گفتم: «بفرمایید» گفت: «من دارم میرم سفر گفتم یه شربت تئوفیلین ب ... رم اگه توی راه سرما خوردم بخورم»!۴. به مرده گفتم: «بفرمایید» گفت: «من ... ب خانممو آوردم اینجا این داروهارو براش نوشتند، از ... پرسیدم خانمم بارداره این داروها مشک

ادامه مطلب  

... رمان عاشقانه ... ید درمانی خانمم  

درخواست حذف این مطلب
... رمان عاشقانه ... ید درمانی خانمداستان عاشقانه و احساسی ... ید درمانی خانمم :: ... رمان بسیار زیبا kharid darmani khanomam داستان رمان ... ید درمانی خانمم بسیار جذاب داستان جدید و هیجانی با پایانی خوش و تلخ همراه داستان و رمان صوتی غم ... ن دخترانه ماجرای و حکایت ... ید درمانی خانمم | ... داستان و رمان جدید و رایگان برای گوشی اندروید و کامپیوتر آنلاین ... کتاب داستان صوتی ... ید درمانی خانمم به صورت pdf کوتاه و بلند احساسی و عاشقانه ایرانی خارجی بازخوانی شده و متناسب

ادامه مطلب  

راه عاشقی....قسمت پنجم  

درخواست حذف این مطلب
  رسیدیم المان جایی که نمیدونم یا شروع یه تولد جدیده یا پایان زند ... اول خونه و جا رو مشخص کردیم یه خونه کوچیک و نقلی بود یه شومینه بالای اتاق بود که کنارش یه پنجره بود خونه مبله بود چیزی کم نداشت فقط باید یخچالو پر میکردیمو یه سری وسایل اولیه خونهجور میکردیم. شهر قشن ... بود ولی هیچ کدوم خوشحال نبودیم مامانم وسایل رو جا به جا میکرد ولی از چ ... میخوندم تو دلش چی میگذره کنار شومینه نشسته بودم داشتم بیرون رو نگاه می ... یهو یاد ... افتادم کاش پیشم بود

ادامه مطلب  

راه عاشقی...قسمت چهارم  

درخواست حذف این مطلب
  یه روز سرد پاییزی منو ... داشتیم تو پارک قدم میزدیم ... فصل پاییزو خیلی دوست داشت مخصوصا قدم زدنو. دستشو محکم گرفته بودم تو دستم سرمو تکیه دادم بودم رو شونش اونم هر از گاهی صورتمو با برگا قلقلک میداد صدای منو در می اورد یهو لپشو بوس ... و فرار ... ... م دنبال من میدوید که یهو خون دماغ شدم ... از پشت منو گرفت صورتمو چرخوند طرف خودش که بوسم کنه دید خون دماغ شدم هول شده بود با دست پاچ ...   گفت دلارامم چی شده چت شد . ... م چیزی نیس بعضی اوقات خون دماغ میشم خوب م

ادامه مطلب  

خاطره زیبای خاصیت ... اول وقت  

درخواست حذف این مطلب
سال ۱۳۷۹ در خدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم. پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت. برحسب اتفاق چند دقیقه بعد از ورود ما اذان مغرب میگفتند. آن آقای پیر کراواتی با شنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایر حضار مشغول ... شد. شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به ... اول وقت باشد! بعد از اینکه همه ... شان را خواندند، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صد

ادامه مطلب